تصویر شوم عشق من اوج هراس از آینه است
تکرار تا بی انتها، زجری که تا هر روز هست
تکرار من تکرار تو، شادی فتح سایه هاست
زشت و حقیر و پوچ و کم، این اوج عشق ما دو تاست
فریاد رس، همراه من، هم بغض شیرین قدیم
بک شهر می دونن که ما دوتا اوج هق هق بی کسیم
یک شهر فهمیدن که تو دل کندی از دنیای من
یک شهر می دونن که من می ترسم از عاشق شدن
دستاتُ می بینم که باز تنها نموندن یک نفس
دنبال حرف اسمتم، اما دلم بی خاطره س
انکار تو انکار عشق، عشقی که با تو بی ریاست
امشب تمام آسمون یک گوشه از چشمای ماست